آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
281
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
واقع شده « 1 » ، مربوط به اين واقعه است و در قطعه « 2 » از رسالات مانويه « 3 » هم اشاره بدان رفته است . بنابروايتى ، كه مؤلف الفهرست آورده ، روزيكه مانى نخستين بار بحضور شاهپور رسيد ، بر هر دوش او چيزى مثل مشعل روشن بود . شاه ميخواست او را دستگير و هلاك كند ، ولى چون چشمش به او افتاد ، در دل خود احترامى عميق احساس كرد . سبب آمدنش را پرسيد و وعده داد ، كه آيين او را بپذيرد . آنگاه مانى از شاه طلب مساعدت كرد ، از جمله آنكه پيروانش در پايتخت و ساير قسمتهاى كشور ، مورد احترام عمومى باشند و آزادانه بهر جا بروند ، شاه درخواست او را پذيرفت . شاهپور نسبت به مانويان اظهار مساعدت و خيرخواهى كرده است و به همين مناسبت مانى يكى از كتب عمده خود را بنام او كرده و شاهپورگان خوانده است . در كتاب كفلايه ، كه مانى شرح حال خود را نوشته ، اطلاعات گرانبهايى راجع بروابط مانى و شاهنشاه شاهپور مذكور است . مانى پس از ذكر مسافرت خود بهند و مراجعت بايران چنين گويد : « بحضور شاهپور شاه رفتم و او با احترام بسيار مرا پذيرفت و اجازه مسافرت ( در كشور خود ؟ ) مرحمت كرد ، تا كلمه حيات را تبليغ كنم . من چندين سال صرف كردم . . . و در مركب او ساليان دراز در ايران و در كشور پارت تا آديب ( آديابن ) و ممالكى ، كه با دولت روم مجاور است مسافرت نمودم » « 4 » . شاهزاده پيروز ، بعد از جلوس شاهپور ، بفرمانفرمايى شمال شرقى ( ابرشهر ،
--> ( 1 ) - مانى ، ص 158 و بعد . ( 2 ) - M 3 ( 3 ) - مولر ، آثار خطى ، 2 ، ص 80 و بعد ( لهجه جنوب غربى ) . ( 4 ) - شميدت - پولوتسكى ، ص 47 و ما بعد . آندرآس و هنينگ در باب مبلغينى ، كه مانى ميفرستاد ، مخصوصا بدعاة ذيل : پتيگ Pategk ، ادا Adda ، امو Amu و اردوان مطالبى ذكر نمودهاند ( 2 ، ص 301 و ما بعد ) ؛ شدر ، ايرانيكا ، ص 69 و بعد .